مناجات (ROSHANAK.S)
-
تاریخ: 1391/6/13 ساعت: 15:36
من بودم و تنهایی و یک راه بی انتها یک عالم گله و خدایی بی ادعا گم شده بودم میان دیروز و فردا تا تو را یافتم.. با تو خودم را یافتم صدایت...
باران که میبارد ROSHANAK.S
-
تاریخ: 1391/6/13 ساعت: 15:14
من غرورم را مدیون بارانم هنوز باران را سپاس که پنهان کرد اشک هایم راباران را سپاس که آبرویم را خرید تا نفهمند آدم ها که من از تنهایی نیست که قدم می زنممن زیر باران رفتم تا که آسوده خاطر ببارم بی آنکه ب...
باران که میبارد ROSHANAK.S
-
تاریخ: 1391/6/13 ساعت: 15:53
باران که میبارد… باید آغوشی باشد… پنجرهی نیمه بازی… ...
خداوندا ( ROSHANAK.S
-
تاریخ: 1391/6/13 ساعت: 15:55
خداوندا، خداوندا !!! قرارم باش و یارم باش ... جهان تاریکی محض است !!! میترسم ، کنارم باش ... ********************************* گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا میرفتیم ... حالا...
سخت استROSHANAK.S
-
تاریخ: 1391/6/13 ساعت: 15:44
سخت است حرفت را نفهمند، سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند، حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ، اشتباهی هم فهمیده اند. ...
دلتنگ خدا.... (ROSHANAK.S)
-
تاریخ: 1391/6/13 ساعت: 15:44
گیله مرد میگفت : نداشته ها و تنهایی های کوچک با چیزها و آدمهای کوچک پرمیشوند ؛ نداشته ها و تنهایی های خیلی خیلی خیلی بزرگ ، فقط با خدا ... مهم نیست در این زمین خاکی چقدر تنها باشیم و چقدر حرفهایمان برای دیگران غیر قابل فهم باشد و وقت انسانها برایمان کم ... شکر که خدا هست و او...
بارانROSHANAK.S
-
تاریخ: 1391/6/13 ساعت: 15:41
پچ پچ باران را می شنوی؟ عاشقانه هایش را برای تو فرستاده ست گاه در کوچه می رقصد و پای کوبی می کند گاه شیشه ی پنجره ی اتاقت را می نوازد و برای قدم زدن - می خواندت بر خیز و خویش را از غمی که تا مرگ احساس می بردت رها ساز خیس شو در بارانی که روحت را...
پروردگارمROSHANAK.S
-
تاریخ: 1391/6/13 ساعت: 3:23
سکوت میکنم زیرا نه نجوا و نه فریاد، هیچ یک کافی نیست حتی سکوت نیز ناکافی است و دایره سخن ناتوان از سخن گفتن افسون شده ام من بهت زده پروردگارم هستم که در صلاح او رخنه نمیتوان کرد و در مطلق بودنش تردید جایی ندارد او خود خالق واژه ها و مالک تمام هستی است (ROSHANAK.S)
خدا در لحظه های بارانی تجسم میشود (ROSHANAK.S)
-
تاریخ: 1391/6/7 ساعت: 2:56
وقتی دستت میلرزد وقتی دلت میلرزد وقتی دست و دلت می لرزد خدا پشت پنجره ی دل ماست فقط به اطرافت نگاه کن همین......
دلنوشته ( ROSHANAK.S)
-
تاریخ: 1391/6/13 ساعت: 16:00
دلنوشته ( ROSHANAK.S) آتش روشن كردم و عهد كردم تا خاموش شدنش دعایت كنم،من یقین دارم به آرزویت میرسی،چرا كه هر بار به آتشم هیزم اضافه میكنم. ********************آسمان دلم كه می گیردكامم شور می شوداز باران چشم هایم... *******************...
غریبه (ROSHANAK.S)
-
تاریخ: 1391/6/7 ساعت: 2:04
به لب نیامده لیلا هنوز هم... یکسر سکوت می وزد اینجا هنوز هم... نوحی دگر نیامده طوفان بیاورد... ناشسته مانده صورت دنیا هنوز هم... من با توام تو با من و با هم غریبه ایم... دنیا ندیده لنگه ی ما را هنوز هم... من بغض های خیس خودم را فروختم.. .تو نه نگاه خشک خودت را هنوز هم... از بوسه های شانه پرستم فراری...
عشق (ROSHANAK.S)
-
تاریخ: 1391/6/7 ساعت: 2:05
در این غزل دوباره تو را آفریده ام.... امشب قدم گذاشته ای روی دیده ام.... با دیدن نگاه تو روشن ترین شبم..... من ماه را به خلوت دنجی کشیده ام..... دستام بوی یک تپش ساده می دهد..... من سیبی از بهشت خداوند چیده ام؟!.... نه، فکر چشم های تو بودم که آمدی.... من جرعه جرعه جرعه تو را سر کشیده ام.... مستم چنا...
خدایا (ROSHANAK.S)
-
تاریخ: 1391/6/7 ساعت: 2:11
خدایا گفتم : خسته ام گفتی : لا تقنطوا من رحمه الله گفتم : هیچ کس رو ندارم گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید گفتم : فراموشم نکن گفتی : فاذکرونی اذکرکم گفتم : راه چیست ؟ گفتی: انا هدیناه السبیل اما شاکرا واما کفورا گفتم: نجات چیست؟ گفتی : رمضان در راه است
عطر خدا (ROSHANAK.S )
-
تاریخ: 1391/6/7 ساعت: 2:07
عطــــــــــــــر خدا... پنجره را باز می کنم.... بوی خوبی هایِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـــــــــــت مرا سرمست می کند...... من روی صندلی می نشینم ....... هوا نم دارد...... وبوی خوبی هایتــــــــــــ چه دلچسب است ......... فکرم را رها می کنم ....... چشمانم را می بندم و بوی خوبی هایِِِِِِِِِ...
برای همیشه ی بودنت (ROSHANAK.S)
-
تاریخ: 1391/6/7 ساعت: 2:10
همین کافیست که در شهری زندگی میکنم که برای دیدن ابی اسمانش باید دعا کرد دعا کرد که باران بیاید و اسمان ابی شود هوا بسیار الوده است اما دلها بیشتر دلم گرفته که رفاقت های که ندیده ام از لبخند های که مصنوعی ایست از جهنمی که نام دیگر زمین است دلم گرفته از روزگار...
دلتنگی.... (ROSHANAK.S)
-
تاریخ: 1391/6/7 ساعت: 2:50
گاهی که دلم به اندازه ي تمام غروبها می گیرد چشمهایم را فراموش می کنم ومن دراین غروب دلگیر چه اندازه دلتنگ توام ولی دلتنگی مرا چه باک ...